أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

269

قانون ( فارسى )

علاج عسر بول و زحير و درد و پيچش روده است . عسل : عسل بخارى است كه از زمين بالا رود و در فضا پخته گردد و شبنم‌مانند پرمايه مىشود و فرود آيد و بر برگ گل و غيره نشيند و انگبين بوجود آورد . گاهى انگبينى شود كه ما آن را عسل گوييم چنان كه در كوهساران قصران بدست مىآيد و گاهى كه شبنم بر درخت و سنگ نشيند گزانگبين پيدا است . گزانگبين آن قسمت از اين شبنم بند آمده است كه مردم مىبينند و مىچينند . اما آن قسمتى كه بسيار لطيف و ناديدنى است قسمت و نصيب زنبور است كه از آن عسل مىسازد . به عقيده‌ام هرچند زنبور اين شيره را براى خوراك خود برچيند و انبار مىكند اما در ساختن عسل تأثيرات ويژه‌اى دارد . نوعى از عسل هست كه تندمزه و سمى است . گزينش : عسل بسيار خوب آن است كه كاملا شيرين‌مزه ، خوشبوى و بويش مايل به بوى تندمزه ، رنگش به سرخى بزند ، پرمايه باشد نه رقيق ، چنان بهم متصل باشد كه در حال ريزش از هم نگسلد . و نسبت به فصلها عسل بهارى از تابستانى بهتر و تابستانى از زمستانى خوب‌تر است و گويند عسل تابستانى خوب نيست . مزاج : عسل زنبور در دوم گرم و خشك است . عسل ( طبرزد ) و نيشكر در اول گرم اما خشك نيست . و شايد در اول تر باشد . خاصيت : زداينده است ، دهانهء رگها را باز كند ، رطوبتها را از بين مىبرد ، رطوبتها را از ژرفاى بدن بيرون مىكشد ، و مانع تباهى و گنديدگى گوشت باشد . آرايش : به تن اندايند شپش و رشك را از بين مىبرد . با كوشنه مخلوط باشد و بر پوست مالند ؟ لكه‌هاى سياه چهره را حتى اگر كهنه باشند از بين مىبرد . عسل و نمك باهم لكه‌هاى بادمجانى رنگ ناشى از ضربت خوردن را مىزدايد . قرحه : قرحه‌هاى ژرفا را پاك مىكند ، عسل را آن‌قدر بر آتش نهند تا غليظ شود . زخمهاى تازه را بهم آرد . عسل و شبت را بر پوست مالند ( قوبا ) را شفا دهد . سر : نمك اندرانى را با عسل مخلوط كنند و نيمه‌گرم در گوش چكانند چرك را از گوش مىزدايد و زخمهاى چركين داخل گوش را مىخشكاند و حس شنوايى را نيرو دهد . عسل تندمزه و سمى را بو كنند عقل از سر مىپرد تا چه رسد به خوردنش ؟ ! چشم : عسل تم چشم را از بين مىبرد . نفس و سينه : غرغره كردن با عسل و عسل به كام اندودن علاج خناق و لوزتين است . اندامان غذا : عسلاب اشتها برانگيزد و توانبخش معده است . اندامان راننده : عسل نيشكر ملين است و عسل ( طبرزد ) ملين نيست . عسلى كه كف از آن نگرفته باشند بادآور و مسهل است . اگر كف از آن برگيرند كمتر بادآور و اسهالى است . عسل پخته شكم را روان نمىكند و شايد براى بلغم‌داران قبض باشد . عسل پخته بسيار تغذيه‌دهنده است . عسل را با آب بپزند در ريزش بول تأثيرش بيشتر باشد . و ما مىگوييم : اگر عسل و آب عسل در نفوذ كردن خوراك به درون كمك كنند قبض مىباشند . اما اگر جنب‌وجوشى در شكم باشد و طعام هضم نرود و درد شكم روى دهد در اين صورت شكم را روان كند و درد شكم را از بين مىبرد . زهرها : عسل را با روغن آميزند و بر آتش نهند تا گرم شود و به گرمى بخورند ؟ پادزهر افيون‌خوردگى و نيش حشرات موذى است . ليسيدن عسل پادزهر سگ هار و قارچ سمى است . كسى كه سم خورده عسل بخورد قى مىكند و اثر سم خنثى شود . بو كردن آن نوع از عسل كه تندمزه و عطسه‌آور است يكباره عقل را از سر بدر كند و عرق سرد بر بدن نشيند و علاجش آن است كه ماهى شور خورد و ( ادرومالى ) بنوشد و بعدا قى